أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
342
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
نهاده باشند و ميفرمايند ايشان را تا بر كوههاى دوزخ ميشوند و چون بر سر كوه رسند از آنجا فرومىافتند . عبد اللّه عبّاس گفت : اينها كسانى باشند كه در دنيا تكبّر كردند طاعت خداى نداشتند و عمل صالح نكردند . صادق عليه السّلام گفت : هر كس كه دشمن ماست اگرچه عبادت و اجتهاد كند از اهل اين آيت است . سعيد جبير گفت : زاهدان جهودان و ترساياناند كه ايشان خود را در دنيا رنجور دارند باعمالى كه پندارند كه آن عبادت است ؛ و نباشد ، براى آنكه بر خلاف امر خداى باشد رويّتهاى « 1 » اين جماعت ؛ و ايشان سوخته ميشوند و ملازم باشند آتشى را بغايت گرم كه زبانه مىزند بر دشمنان خداى و آب دهند ايشان را از چشمهء بغايت گرمى رسيده . قتاده گفت : آبى باشد كه آن را از آن وقت باز كه خداى وى را آفريده است ميجوشانند تا روز قيامت . [ لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ ] ايشان را در دوزخ هيچ طعامى نباشد الّا از خارى خشگ كه آن را [ ضريع ] « 2 » خوانند خارى باشد تا كه تر باشد اشتر آن را بخورد و چون خشگ گردد هيچ چهارپاى آن را نخورد . ابن زيد گفت : [ ضريع ] شوكى باشد در دنيا آن را برگ نباشد امّا در آخرت از آتش باشد . ابن عبّاس از
--> ( 1 ) - در منتهى الارب گفته : « رويّة كغنيّة فكر و انديشه در كار و حاجت و باقى وام » ( 2 ) - چون ابو الفتوح ( ره ) اينجا بيان جامعى دارد عينا نقل ميكنيم و آن اين است : « [ لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ ] گفت : ايشان را هيچ طعام نباشد جز [ ضريع ] مجاهد و عكرمه و قتاده گفتند : نوعى از نبت است لاحق به زمين عرب آن را ستبرق خوانند تا تر باشد چون خشگ باشد آن را ضريع خوانند و ما آن را شترخواره گوئيم و آن خبيثتر طعامى باشد و ناخوشتر ابن زيد گفت : در دنيا ضريع شوكى باشد كه آن را برگ نباشد امّا در آخرت از آتش باشد . كلبى گفت : [ ضريع ] گياهى باشد كه چون خشگ شود هيچ چارپائى نخورد . سعيد جبير گفت : سنگ باشد . عطا گفت : از عبد اللّه عباس كه چيزى بود كه موج دريا با كنار افكند اهل يمن آن را ضريع گويند و عبد اللّه عباس روايت كرد از رسول ( ص ) كه او گفت : ضريع چيزى باشد در دوزخ كه با نبت ماند از صبر تلختر و از مردار گندهتر و از آتش گرمتر . عمرو بن عبيد گفت : حسن بصرى در ضريع چيزى نگفت الّا آنكه گفت نوعى از عذاب است كه خداى تعالى براى اهل دوزخ نهاده باشد ابو كيسان گفت : طعامى باشد كه نزد آن ضريع و ذليل باشند و بر خداى تعالى تضرّع كنند ؛ بر اين تأويل فعيل بمعنى مفعل باشد » .